با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+[تلگرام]اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم
چون شب خاكستري سر در گريبانت نبينم
اي تو در چشمان من يك پنجره لبخند شادي
همچو ابر سوگوار اين گونه گريانت نبينم
اي پر از شوق رهايي رفته تا اوج ستاره
در ميان كوچه ها افتان و خيزانت نبينم
تكيه كن بر شانه ام اي شاخه نيلوفري رنگ
تا غم بي تكيه گاهي را به چشمانت نبينم
قصه دل تنگيت را خوب من بگذار و بگذ
گريه درياچه ها را تا به دامانت نبينم
كاشكي قسمت كني غمهاي خود را با دل من
تا كه سيل اشك را زين بيش مهمانت نبينم
...
نمي دانم از چه بود .. چشمانم را به مه تاب در آسمان ِ سياه دوختم ؛ آسمان مي چرخيد يا من ؟ هي تار و تار و تارتر... رهايم نمي کند، بگذار اين نواي لحظات ِ غمگين را ... من خسته ام. - *ري را
+[تلگرام]چشمانم را که باز کردم کسي نبود
خانه ساکت بود و ابري
..
خيره مي شوم به آبي که رنگ خون مي گيرد و هي!
چهره مات خود را در آينه .. نه! نمي شود
باران نم نم مي بارد در هواي ابري؛ گل در غفلت ِ من رشد مي کند
ديري نمي شود که برگ هاي سبزش باز مي شود
آن وقت هر روز در خانه را که باز کنم، مسخ ِ بوي گل هاي ريز ِ قرمز ِ آن مي شوم
لبخندي ميزنم و چشمانم را مي بندم
چشمانم را که باز کنم، مطمئن ام .. دوباره باز ميگردم
...
بهار مي آيد و من بوي شکوفه هايش را در هواي ِ سفيد آسمان
در حياط ِ نم زدهء خانه مان پس از باران،
استشمام ميکنم
به سبزه هاي باران خورده ي دشت که فکر مي کنم به صداي آب روان در جوي
که گلبرگ هاي سفيد و صورتي آن را به تماشا نشسته اند و ...
صبر کن،بگذار .. من اين غفلت را بيشتر دوست دارم
ري را
{a h=zirasmoonekhoda73} شميم دوست {/a}طلائيه که .. فقط اينکه خادم ها آخرين روزي بود که اونجا بودند داشتند خودشون و ميکشتن از گريه:( خيلي نارحت کننده بود .. - *ري را
786من يک اشکم بر گونه هاي تقدير...من يک بدم اما ندارم هيچ تقصير...پر اضطراب و من يک انار و دانه دانه نکن دل مرا...من مي روم، اما تو نشو دلگير(عليرضا عبدي)583 - يک فنجان آرامش