سیاه نوشت - در عزاے تو
سفارش تبلیغ
صبا

در زندگی ..

 

عین این عکس گم شدم تو زندگیم یا زندگی گم شده تو من

چه فرقی داره ؟! نه اینکه شلخته باشم :)

اصلا معلوم نیست دارم چیکار میکنم یا نه اصلا تا الان کاری کردم ، چند سال ِ سوخته ام ؟!

من هنوز به دنبال ِ قاصدکی هستم که هرچقدر سمت شرق فوت میکنم ، سمت غرب میرود .. ای باد شرطه برخیز

مامانم میگه چرا این خبرک ها (همون قاصدک) را کردی تو شیشه ، من میخندم !

یه شیشه پر از قاصدکی هایی که به سراغ من آمده بودند نه آن هایی که من به دنبالشان دویده بودم

یه دو ماهی میشه که توی شیشه ان بهتره روز تولدم ولشون کنم فکر کنم دیگه ادب شدند :)

گفتم تولدم ..

خیلی سخته که آدم شرمنده بشه ولی چه کنیم خلق الله که مهم نیستند اصل اینه پیش ِ خدا شرمنده نشی :|

ادامه مطلب...


الصاق شد به : سیاه نوشت، دست نوشت

+ نوشته شده در  جمعه 94/5/9ساعت  7:18 عصر   توسط ری را  ارسال نظر


 

خیال ِ نامعلوم

 

آن سوی ِ این دنیا

 

یکی در میان .. یکی کاشی اضافه می آید

عرضی درست !

 

هنذفری در گوش برای خودش می خواند

پاها برای خودش لی لی می کند

چشم ها بی هدف می چرخد و گاه و بی گاه روی درختان ِ تازه سبز شده ، خیره می شود

..

ادامه مطلب...


الصاق شد به : سیاه نوشت، دست نوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه 94/1/30ساعت  11:33 عصر   توسط ری را  ارسال نظر


[ همان رمز ... ]  



الصاق شد به : سیاه نوشت، دست نوشت

+ نوشته شده در  پنج شنبه 94/1/13ساعت  11:18 صبح   توسط ری را  ارسال نظر


[نوشته ی رمز دار]  



الصاق شد به : سیاه نوشت، دست نوشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 93/10/2ساعت  12:12 عصر   توسط ری را  ارسال نظر


 
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
MeLoDiC